WEBSWAN.IR

WEBSWAN.IR
پیوندهای روزانه


رروایتی از تاریخ که نشان می دهد که در عالم ، هدف نهایی ، پرودگار است و باقی همه وسیله

ظهر یکی از روزهای ماه مبارک رمضان منصور حلاج از کنار خرابه ای که جزامیها سکونت داشتند میگذشت،جزامی‌ها داشتند ناهار می‌خوردند.ناهار که چه؟ ته مانده‌ی غذاهای دیگران و چند تکه نان… یکی از آنها تا حلاج را دید گفت:

-بفرمایید.

+مزاحم نیستم؟

-نه بفرمایید.

چون حلاج پای سفره نشست یکی از جزامی‌ها پرسید:

-تو از ما نمی ترسی ؟دیگران حتی از کنار ما رد نمیشنوند!

+آنان روزه هستند.

-پس تو که این همه عارفی و خدا پرستی چرا روزه نیستی؟

+امروز روزه نیستم.

حلاج دست به غذا برد و چند لقمه خورد تشکر کرد و رفت.

موقع افطار  منصورگفت: خدایا روزه مرا قبول کن
یکی از یاران گفت: ولی ما تو را دیدیم که داشتی با جزامی‌ها ناهار میخوردی.
حلاج در جوابش گفت:روزه‌ی من برای خداست،ما روزه شکستیم و دلی را نشکستیم.



نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">