WEBSWAN.IR

WEBSWAN.IR
پیوندهای روزانه

۳۱ مطلب با موضوع «تجربه ها» ثبت شده است

چگونه افراد حسود را بشناسیم ؟

حسادت یا به عبارتی کمی فارسی تر، همان تنگ نظری ، خصلتی است  که طبق تاریخ ظاهرا از لحظه امتناع شیطان از سجده کردن به انسان و پس ازآن در داستانی دیگربا مقابله هابیل و قابیل که اولین فرزندان آدم  بوده اند در میان انسانها گسترش یافت و تا امروز نیز به صورتی رایج در خصوصیات اخلاقی اکثر انسانها دیده می شود .

حتی در صورت عدم گرایش به مسائل معنوی و انکار همه روایتها و داستانهایی که در ابتدا به دو مورد نمونه از آن  نیز اشاره شد ، باز چیزی از اصل قضیه  کاسته نمی شود چرا که به وضوح می توان این رفتار خاص را هر روز مشاهده کرد که میزان گستردگی آن در طیفهای یک جامعه به شرایط فرهنگی، اقتصادی ، امنیتی و ... آن جامعه باز میگردد که متاسفانه ما ایرانی ها به دلایلی متعدد در طول تاریخ ، مردمی مستعد برای داشتن چنین خصلتی بوده ایم .

در اینجا هدف ، کنکاش و بررسی علل پیدایش خصوصیتهای اخلاقی نکوهیده در میان مردم نیست بلکه هدف تشخیص درست این رفتار از سایررفتارها و روش دفع آفتهای ناشی از آن است .

. . . . .

رفتار هر کس نمایانگر افکار درونی و نوع نگاه و درک او از زندگیست.


برگی از تجربه

گیاه هر قدر هم مفید باشد و زیبا، اما باز عقل و ادراکی برای محاسبه ندارد و نمیتواند ظرفیت آب و کود بیش از حد را تحمل کند و توجه و رسیدگی بیش از حد موجب از بین رفتن آن می شود.

توجه بیش از حد به انسانهای گیاهی موجب بروز خسارت در آنها خواهد شد.

Narcissistic

ترجیح می دهم برای آموختن خواندن و نوشتن به انسانی سالخورده ماهها وقت صرف کنم اما ثانیه ای در چشم کسی که درگیر توهم فرهنگی ، تربیتی و اعتقادی ( و جوان ) باشد نگاه نکنم.

یک پرستار استرالیایی بعد از 5 سال تحقیقاتش ، بزرگترین حسرتهای آدمهای در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که بین بیشتر آدمها مشترک بوده منتشر کرده است .

نخستین حسرت = کاش جسارت اش را داشتم اون جوری زندگی می کردم که می خواستم ، نه اونجوری که دیگران ازم توقع داشتند

حسرت دوم = کاش این قدر سخت کار نمی کردم .

حسرت سوم = کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگم .

حسرت چهارم = کاش رابطه هایم با دوستانم را حفظ می کردم .

حسرت پنجم = کاش شادتر می بودم .

عمر ما کوتاه تر از اونی است که فکرشو می کنیم .
زمان مثل برق می گذره ای کاش برای چند لحظه هم که شده رو  جمله های بالا مکث کنیم و ببینیم یک وقت شامل حال ما نشود...

برای رسیدن به نقطه 100 از احساس خوشبختی باید این راه را از نقطه صفر شروع کرد.
پیوستن به مسیر درک و لمس خوشبختی از میانه های راه ، جز آرامشی کوتاه مدت چیزی بیش نخواهد داشت و هرگز به درک احساس کاملی از خوشبختی منتج نخواهدشد.
چرا وقتی در عمق گرفتاریها فرو میرویم ، تازه به داشته های گذشته مان فکر می کنیم که کوچکترین آنها به تنهایی ، بزرگترین خوشبختی ما بودند.

زمانی که انسان تصمیم میگیرد که دیگر برای همیشه عشق را فراموش کند ، یکی از بیهوده ترین تصمیمات زندگی خود را اتخاذ کرده چرا که وقتی لیبل روی قوطی کنسرو از آن جدا شود هیچ تاثیری در محتوی داخل قوطی نخواهد داشت.تنها تفاوتش در این خواهد شد که دیگران نمی دانندکه مشخصات و مقادیر محتوی قوطی چیست اما باز از شکل و ظاهر ان میتوان به هویت کنسرو پی برد.


اصول پیشرفت 4
کسانی که نمی توانند برای تامین منافع خود از طریق استعداد وقدرت فردی خود وارد عمل شوند معمولا برای رفع موانع در تامین این منافع از راههای نامتعارف و خارج از شئون وارد خواهند شد.
حاشیه عملکرد این افراد همواره بر دیگران اثرگذار خواهد بود و گاه موجب آزار اطرافیان می شود.
اگر بتوانیم با زاویه دید مناسب ، ناتوانی اصلی این افراد را شناسایی کنیم شاید از میزان رنجش خاطری که از آزار آنها به ما میرسد کاسته شود و دیگر نیازی به مقابله و یا جبران رفتارشان نباشد.

پیچی که از سخت ترین آلیاژهای فلزی نیز ساخته شده باشد سرانجام یک روز در برابر فشاری ناموزون روی رِزوِه های بیرونی ، دچار هرز شدگی میشود.

طینت اصیل با تمام بی آلایشی  و استقامت میتواند در برابر فشارهای ناموزون متوالی ، نقاط سیاهی در صفحه سپید خود بگیرد که بسادگی زدودنی نیست.


رسیدن به جایی که سیرت انسانها ارجح بر صورت آنها باشد از نشانه های کمال است.


روابط تزئیناتی

تابلو و قاب عکسها با هدف افزایش کیفیت جلوه های دیداری در اطرافمان تهیه  وتامین میشوند .
بسته به سلیقه و نظر هرشخص موضوع مندرج در قابها متفاوت است اما

همیشه راههایی برای شناخت دقیق کسانی که مدعی دوستی هستند وجود دارد که با تجربه و ذکاوت ، نشانه های خوبی برای تشخیص به دست خواهد آمد.

از این نشانه ها که خلاف ادعای دوستی دیگران را به ما ثابت میکند ، گاه باید گذر کرد چرا که در واقع شاید دوستی ها همگی ظاهری و منفعت جویانه هستند اما تدبیر در این است که با شناخت مدعیان راستین و دروغین دوستی،به قلب وذهن خود کمک کنیم تا بیهوده روی هر کس حساب ویژه باز نکنیم.

حضور در محافل و مجامع عمومی یکی از بهترین فرصتهاست تا بتوان افرادی را که در تنهایی با ما ، دم از همدلی و دوستی میزنند مورد محک قرار داد .

معمولا انسانهایی که همواره در پی سودجویی ای بیشتر و تشنه کسب جاه و مقام و ارجحیت نسبت به دیگران هستند در هنگام حضور در محافل عمومی ناخواسته تمام فرمولهایی که در ارتباطات انفرادی با اطرافیان به کار میبرند را برای مدتی فراموش میکنند و با رفتاری متفاوت ظاهر می شوند در این هنگام است که با فاصله گرفتن و حتی پشت کردن به ما براحتی خطوط فکریشان را آشکار می کنند .تنها کافی است که ما با الفبای این نشانه ها که الفبای تزویر است آشنا باشیم.

آنقدر اشتباهات دیگران را می بخشم که از خشم خود میترسم آنگاه که دیگر پیمانه صبرم به سرآید.

از همه انسانهای حسود بیزارم

از همه آدمها با اینهمه تنوع در منش و کردار ، چیزی که بیشتر از همه و همواره نصیب من شد ، آدمهای حسود بود.
سالها بی تفاوت از کنار اینگونه افراد میگذری اما وقتی سرانجام با دقت به نتیجه حضور و عمل آنها در مسیر زندگیت فکر میکنی می بینی که چندان بی اثر نبوده اند و همواره با مجموعه اقدامات بدخواهانه به طرق مختلف تو را از رسیدن و داشتن نقاط وجایگاهی بهتر در زندگی عقب رانده اند بی آنکه رد پایی از خود به جای گذاشته باشند.
شاید در مجموع آنچه مهم باشد رضایت نسبی خود انسان از همه شرایط موجود با تمام سنگ اندازی های پیرامون زندگی باشد اما در مقایسه با فرصتها و موقعیتهای متفاوتی که می شد در اثر نبود حسادتها برای انسان پیش آید ، پذیرش این افراد وتحمل آنها بسیار سخت خواهد بود.
در بیشتر مواقع اثر و خاطره حسادت افراد غریبه ای که در اطراف ما بوده اند به مرور زمان به فراموشی سپرده می شود اما آنچه تا همیشه در ذهن باقی می ماند حسادت افرادی است که در گروه نزدیکان وآشنایان بوده اند چرا که روند ادامه رفتار این گروه افراد به اقتضای تعاملات نزدیکتر ، به طور پیوسته وجود خواهد داشت و شاید در مقاطع مختلف ، ظاهر و نقاب جدیدی بر نیتها و بدخواهی های خود بگذارند اما هرگز قدمی از اهداف حسادت آمیز خود عقب نخواهند گذاشت.


اگر می توانستم تا کیلومترها اطراف خود را از وجود و حضور انسانهای حسود پاک میکردم .



دیگران درباره ما چه می پندارند؟
برداشتها، پیش داوری ها وقضاوتهای دیگران چیزی است که هرگز پایانی بر آن نیست.نمی توان به همه این قضاوتها بی اعتنا بود وگاه باید برای اصلاح بخش های اشتباه از این برداشتها تلاشی مضاعف به کاربرد.

از ذهن خود سئوال کنیم

گاهی از خیر رسیدن به بلندایی میگذری و مسیر فرود از آن را میپیمایی تا به کف برسی ، اما وقتی به سطح میرسی و ادامه مسیر میدهی آنقدر این بلندی نمایان است که از هر سو که گذر کنی باز در زوایه دید قرار میگیرد.

آن بلندی در واقع آنقدر بلند نیست که به چشم آید

سرمایه

وقتی صحبت از سرمایه به میان می اید ،ذهن شنونده بی درنگ به سراغ اندوخته های مالی کشیده می شود .

سرمایه در لغت به معنای 1- مال . دارایی . 2- دارایی خواه مادی یا معنوی . 3- مالی که عواید پولی به دست دهد. میباشد

شاید بتوان گفت تعریف دوم ،کاملترین تعریف است.

درمسیر تکامل روح  و فکر، گامهای بسیاری باید برداشت که شناخت سرمایه ، اصول مراقبت از آن و چگونگی افزایش آن ، مطمئنا گام بلندی در طول این مسیر خواهد بود.

سرمایه ای که برای تکامل خصلتهای انسانی باید شناخته شود ، سرمایه هایی از جنس معنوی- انسانی  هستند که محاسبه سود وزیان این نوع سرمایه ها نیازمند آموزشهای تجربی و اکتسابی ما از زندگی می باشد.

اصولا هر نوع سرمایه ای در ذات خود و در بیشتر واقع مفاهیم سوددهی و رشد را همراه دارد و برای تحقق این خصوصیات ، صاحب سرمایه مجموعه تمهیدات و اقداماتی را انجام  خواهد داد که بسته به زمان مورد نظر برای برداشت سود، این تمهیدات در سطوح مختلفی به انجام میرسد.

یکی از بزرگترین خلاء هایی که در اصول تربیتی ما وجود داشته است همواره این بوده که در آموزش اصول زندگی به ما هیچ اقدام موثری صورت نگرفته است و به عنوان مثال هرگز نیاموختیم که  انتظار ما برای برداشت سود در هر مرحله از زندگی، به میزان سرمایه گذاری های ما در دوره های قبل از آن بستگی دارد.

چیزی که اکثر افراد با آن مواجه میشوند این است که از سنین حدود 25-30 سالگی به بعد با وارد شدن به سطح جدیدی از رشد عقلی و به نوعی تکمیل تر شدن آن ، در مقام مقایسه موقعیت خود با سایر موقعیتها بر می آیند و در این هنگام انتظارات آنها بیش از هرزمان دیگری شکل میگیرد. نکته هائز اهمیت ، نتیجه نامطلوبی است که معمولا پس از این مقایسه حاصل میشود چرا که به طور طبیعی همواره افراد برتر از خود، مورد قیاس قرار میگیرند و اینجاست که کاستی های وعقب ماندگی های به چشم می آید.

باید بدانیم که در مقطعی از زندگی ، خودِ وجود ما سرمایه ای است در دست دیگران که برای به بارنشستن آن ، دیگران باید اقداماتی را انجام میدادند ودر مقطعی از زندگی چیزهای دیگری هستند که به عنوان سرمایه در اطراف ما هستند که ما وظیفه شناخت و نگاهداری از آن را به عهده داریم تا در زمان خود به بار بنشیند.

این که امروز سود مورد انتظار را از این مقطع از زندگی نمیبریم  شاید بر اثر کوتاهی کسانی بوده باشد که درگذشته ما سرمایه آنها بوده ایم و حسرت بر آن اثری در وضع موجود ما نخواهد داشت و قطعا صاحبان سرمایه نیز هیچ سودی دریافت نخواهند کرد.

اما از هرکجا که به این تجارت معنوی – انسانی وارد شویم دیر نیست و تنها رمز موفقیت و برداشت سود واقعی این است که سرمایه های پیرامون خود را مورد شناخت و ارزشیابی قراردهیم و در پس آن برای نگهداری و افزایشش روشهای مناسبی را در پیش گیریم.

در فرهنگ زندگی امروزه شاید داشتن دوست، نواقص و عوارض حاشیه ای خاص خود را داشته باشد که گاه انسان را به این سمت سوق میدهد که بدون انتخاب و یافتن حتی یک دوست ، به زندگی ادامه دهیم . این نمیتواند تصمیم بدی تلقی شود ، چراکه نزول فرهنگ اجتماعی از یک سو و حس منفعت طلبی در این دوران اخیر موجب گردیده تا عموم مردم در مقام دوستی برای یکدیگر ، حرفی برای گفتن نداشته باشند و بیش از ارائه خوبیهای یک دوستی بی غرض ، آسیبها و آزارهایی برای طرف مقابل  ایجاد کننداما گاه ممکن است حضور و وجود برخی افراد در این میان فرصتی خوب برای استحکام بخشیدن به یک دوستی مفید و به دور از حاشیه باشد که میتواند آغازی برای نمونه ای از یک سرمایه گذاری انسانی شود.

 مجموعه کنشها و واکنشها، گذشتها، ایثارها ،قدرشناسی ها و ...  در یک دوستی  درواقع نوعی از همان تمهدیدات لازم برای سرمایه گذاری ای انسانی است که شاید در آینده به سوددهی کامل برسد و البته همانطور که در تجارت مادی هیچ گاه نمیتوان روی بازگشت سرمایه و حتی سود آن تضمینی را مد نظر قرار داد در این نوع سرمایه گذاری نیز هرگز تضمینی برای دیدن نتیجه مطلوب و دلخواه وجود نخواهد داشت و چه بسا سرمایه گذاری انسانی به همان اندازه که انسان موجودی سرشار از متغیرهاست ، پرخطر و غیرمطمئن خواهد بود.

سرمایه گذار آگاه ، همواره با در نظر گرفتن تمام جوانب در زندگی ، پا به عرصه سرمایه گذاری می گذارد وحتی با برآورد کردن خسارت های احتمالی و حتی شکست میتواند ضریب اطمینان در سرمایه گذاری خود را افزایش دهد اما هیچگاه به حد صد درصدی از این ضریب نخواهد رسید.

نمونه فوق تنها یک مثال از سرمایه گذاری انسانی بود که اغلب اوقات از نوع سرمایه گذاری های نامطمئن و دیربازده خواهد بود .

با کمی تامل و تدقیق پیرامون زندگی خود میتوانیم موارد بسیار زیادی برای سرمایه گذاری نسبتا مطمئن پیدا کنیم و به عنوان آخرین مثال در این بحث اشاره میکنم به کودکانی که امروز به عنوان فرزندان ما هستند اما اینکه فردا نیز فرزند ما باشند و انتظارات ما را از سوددهی تضمین شده ای برآورده کنند یا خیر ، به شیوه عملکرد و تمهدیدات لازم ما در خصوص تربیتی که برای او در نظر میگیرم  بستگی دارد.

اقدامات ما در قبال فرزندانمان ، سرمایه گذاری در دو بعد را در یک زمان واحد  شامل میشود که یک بعد، سرمایه گذاری ای است که برداشت سود آن توسط خود او در سنین رشد و تکامل خواهد بود و بعد دیگر سرمایه گذاری ای است که سود آن توسط خود ما و بواسطه او برداشت میشود.

مشکل بیشتر انسانها این است که به متن زندگی هرگز فکر نمیکنند و یا آنقدر سطحی و گذار به آن می اندیشند که تا قبل از بارورشدن حاصل اندیشه هایشان، درخت تعالی و رشدشان خشک میشود.

م.شاهی

وقتی این جمله را دیدم با تمام وجود حس کردم که چقدر قبل از آن در رسیدن به معنای واقعی این پیام سعی کرده بودم و واقعا جمله زیبا و پرمحتوی است.

آنقدر خوب باش ، که بزرگترین تنبیهت برای دیگران، گرفتن خودت از آنها باشد.




اصول پیشرفت 2

در روند انجام کارهایی که در کنار گروه یا سایر افراد انجام میدهید به این نکته توجه کنید که همواره از دیدگاه ما سطح درک و گیرایی افراد با هم متفاوت به نظر خواهد رسید و خواسته یا ناخواسته نوع واکنش و برخورد ما با هر کدام از آنها متفاوت خواهد شد.

هرگز فکر نکنید که اطرافیان شما از شیوه فکر شما در رفتار و عملتان بی اطلاع هستند وشما میتوانید با مهارت و سیاست ، نوعی از بهره برداری پنهانی را از حضور یا موقعیت آنها داشته باشید.این بدترین نوع تعامل در محیطهای جمعی خواهد بود چرا که در صورت لو رفتن سوء استفاده شما از محیط و فضای پیرامونتان ، با دست خود آرامش و امنیتتان را به تنش و ستیزه هدیه خواهید داد.

روح وخستگی

درمان خستگی جسم ، استراحت است اما درمان روح خسته این نیست.مطمئنا دروازه همه تبادلات روح از مغز و عملکرد مشهود آن که اندیشیدن است نشات میگیرد

همه انسانها سرمایه های قلبی ما هستند

فکر میکنیم همیشه زنده خواهیم ماند و قدرت درک ثانیه ای از لحظه نبودنمان را نداریم .اما یکبار تجسم کنیم که فرصت بودن چقدر ارزشمند است.

آنقدر به اطراف خود مثبت نگاه میکنم که ناخواسته بیشتر موجهای منفی حذف میشوند.دانستن ارزش همه چیزهایی که داریم قبل از اینکه آنها را به نوعی از دست بدهیم غنیمت شمردن زمان است.خیلی چیزها برای دوست داشتن وجود دارند اما مهمتر از آن این است که خیلی کسها را برای دوست داشتن داشته باشیم .

شاید در هنگام زمین خوردن یک دیوار هم به کمک ما بیاید اما هنگام شکسته شدن دل هیچ شئی قادر به تسلای شکستگی نیست و اینجاست که ارزش داشته ها و تفاوت آنها نمایان می شود.تک تک انسانها تا زمانی که دشمنی خود را با ما به اثبات نرسانده باشند دوست داشتنی و سرمایه ای مهم هستند.

اصول پیشرفت 3

در روند انجام کارهایی که در کنار گروه یا سایر افراد انجام میدهید به این نکته توجه کنید که همواره از دیدگاه ما سطح درک و گیرایی افراد با هم متفاوت به نظر خواهد رسید و خواسته یا ناخواسته نوع واکنش و برخورد ما با هر کدام از آنها متفاوت خواهد شد.

هرگز فکر نکنید که اطرافیان شما از شیوه فکر شما در رفتار و عملتان بی اطلاع هستند وشما میتوانید با مهارت و سیاست ، نوعی از بهره برداری پنهانی را از حضور یا موقعیت آنها داشته باشید.این بدترین نوع تعامل در محیطهای جمعی خواهد بود چرا که در صورت لو رفتن سوء استفاده شما از محیط و فضای پیرامونتان ، با دست خود آرامش و امنیتتان را به تنش و ستیزه هدیه خواهید داد.

صداقت ؛ مسیر پر هزینه اما امن

راستگویی شبیه جاده میانبری است به سوی مقصد که شاید بدون آسفالت و پر دست انداز باشد و عبور از آن به مراتب سخت و زمانبر به نظر برسداما

برای اینکه بتوانی دیگران را دوست داشته باشی نیاز به لیاقتی آسمانی داری اما برای اینکه مورد دوست داشتن دیگران قرار بگیری نیازمند لیاقتی زمینی هستی . شاید لیاقت آسمانی نصیب هر کس نشود اما دور ماندن از لیاقت زمینی از فرومایگی انسانها نشات میگیرد.

1-مدیریت را تمرین کنیم .در انجام هر کار کوچکی در زندگی به گونه ای بیاندیشیم ، طراحی کنیم ، اجرا و نتیجه گیری کنیم که نیازمند مدیریت دیگران بر خود نباشیم.

گارانتی ،مسئله ای که امروزه با ورود بی شمار کالاهای مختلف تولید داخل و خارج کشور در بازار مصرف بیش از پیش اهمیت پیدا کرده اما همچنان دارای حاشیه های زیادی است و عموم مردم با دیده شک به آن نگاه میکنند.

دلیل این شک عدم خدمت رسانی مناسب از سوی شرکتهای ارائه دهنده گارانتی می باشد که این مسئله با مرور زمان در بین مردم تبدیل به یک عدم اعتماد به این شرکتها شده است تا جایی که بسیاری از مردم هنگام خرید یک کالا هم به دلایل اقتصادی و هم به دلیل عدم اطمینان از گارانتی ارائه شده اقدام به خرید محصول مورد نظر خود بدون گارانتی میکنند.

ریشه یابی این مشکل و راهکارهای رفع آن خارج از این بحث می باشد اما نکته قابل تامل در اینجاست که متاسفانه گروهی ازکالاها که در دسته محصولات الکترونیکی قرار میگیرند همواره حساسیت و اهمیت خاصی را از نظر دارا بودن امتیاز گارانتی داشته اند که متاسفانه به دلیل مسئله ای که به آن اشاره شد در کشور ما مورد بی توجهی درخرید واقع می شوند و چه بسا افرادی که قربانی این بی توجهی شده اند.

در نظر داشته باشید یک چتر سوراخ به مراتب بهتر از نداشتن چتر در زیر باران است.این مثال شاید جامع ترین تشابه به مسئله مورد بحث در این مطلب باشد چرا که اگر یک  گارانتی را با در نظر گرفتن احتمال عدم ارائه سرویس مناسب وتمامی نواقص آن بپذریم بهتر از آن است که کالایی را بدون آن گارانتی خریداری کنیم چرا که کالاهای الکترونیکی در حکم تابعی از جریانات و نواسانات برقی هستند که بعضا ممکن است در روند تولید آنها حتی در خود کارخانه ها نیز با نقصهایی درونی به خط مونتاژ نهایی رسیده  باشند و در صورت رسیدن به دست مصرف کننده یا بلافاصله و یا حتی پس از گذشت مدت زمانی کوتاه آن نقص نمایان خواهد شدو اینجاست که یک گارانتی حتی با تمام شگردهای در رفتن از زیر بار مسئولیت خواه ناخواه باید پاسخگوی مصرف کننده باشد.

آنچه برای یک مصرف کننده می تواند کار آمد باشد اطلاع از گارانتی های نسبتا معتبرتر در این عرصه شلوغ می باشد چون گاهی برای یک محصول با یک نام مشخص دو یا چند گارانتی در بازار وجود دارد اما در واقع فقط یکی از آنها کامل ترین و مسئولیت پذیر ترین ضمانت را خواهند داشت که با کمی پرس وجو و بررسی قطعا آن را خواهید یافت.

در پایان توصیه می شود هنگام خرید کالاهای مورد نظر خود به خصوص محصولات الکترونیکی حتما کمی هزینه بیشتر را برای گارانتی  آن بپذرید مگر اینکه

از قدم زدن زیر بارون بخواهید لذت ببرید.



در جایی به مطلب زیبایی رسیدم که لازم دیدم دیگران هم اونو بخونند.


“تاسرحد مرگ متنفر بودن” تاوانی است که برای “تا سرحد مرگ دوست داشتن” می پردازید.
عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید ، این هردو احساس را در زندگی تجربه خواهید کرد.
سعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید .

جهان پیرامون ما چیزی نیست جز هر آنچه که ما دردنیای  ذهن خود  طراحی  و پردازش میکنیم ...

گاهی کسانی در اطراف و نزدیک ما هستند که در ظاهر دوستند . رسیدن به مرحله ای که یک دشمن پنهان ، آشکار شود به بهای از دست دادن آرامش قبل از آن می ارزد.

 آرامش درکنار یک دشمن دوست نما  بسیار خطرناک تر از زمانی است که با او مستقیما در ناآرامی و جدال باشی.